تبليغاتX
فرار
اجتماعی - فرهنگی - انتقادی
 

...

...

 

ما اندیشه پاکیم

آغشته به درد

 

ما ریشه به خاکیم

آلوده و سرد

 

...

...

 

پ . ن 1 : از مینای عزیز ممنونم که به یاد چیزی بود که خودم نبودم . اونم تولد وبلاگمه . حضور تک تک شما گلهای بهار نارنج خودش شیرینی این وبلاگ رو دو چندان میکنه ، از منه حقیر چه انتظار .

 

پ . ن 2 : کامنت در خور توجه مینای عزیز رو ، در خصوص تعریف شخصیت فردی در جامعه ، در قالب یه خاطره در ذیل تقدیم میکنم ، باشد تا نظر شما عزیزان چی باشه .  

 

خاطره ی زیبا و دلنشین مینا :

 

یه روز عصر سوار سرویسای برگشت از دانشگاه به خونه شدم .
توی راه همش چرت می زدم ، کم کم حواسم رفت طرف راننده ، ( از اون جایی که توی دانشگاه ما همه چیز وارونست , مثل اعلامیه ها و اطلاعیه ها که به زمین می چسبونن , طرز مستقر شدن دانشجویان دختر و پسر هم وارونست ، دقیقا یعنی اینکه خانوما جلو می شینن ) سنش زیاد بود . بر خلاف کج خلقی اکثر راننده ها , این یکی خیلی با حوصله رانندگی می کرد .

هر ایستگاهی که نگه می داشت تا دانشجو ها پیاده بشن ، اکثرا با بی حوصلگی تمام ، بلیطو بهش میدادند .
بعضی ها هم که از فرط خستگی نای راه رفتن نداشتن ، کلی بهش غر می زدند که چرا درست سر خیابونشون نگه نداشته !!!!

من فقط نگاه می کردم . برخوردای مختلف بچه ها برام جالب شده بود . تا اینکه :


یه آقایی موقع پیاده شدن ، با خوش روییه تمام ازش خواهش کرد هر جایی که براش مقدوره بایسته ( نه ، الزاما سر کوچشون ) . و بعد موقع پیاده شدن گفت :

آقا خدا قوت ، دستتون درد نکنه .

تازه از رانندگیه خوبشم تشکر کرد .


رانندهه تا اون موقع که من پیاده شدم لبخند رو لباش بود و همشم به خاطر خوش روییو برخورد خوب اون آقا بود .

مطمئنا اون آقا هم به اندازه ی بقیه ( شایدم بیشتر ) خسته بوده ،
اما مطمئنا اون می دونسته که خوش رویش چه تاثیری روی محیط اطرافش داره .

هم خودش حس خوبی داشت ،
هم راننده دلش شاد شد و خستگیش بر طرف شد ،
هم من و امثال من که این صحنه رو دیدیم کیف کردیم و برامون درس شد ...

شاید این طرز برخورد تو ذهن من خیلی موندگار تر از حرف ها و احادیث باشه ، چون تاثیرشو به عینه دیدم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:13  توسط هموطن  | 

 

هموطن خوبم شب پره از من خواست که تو یه بازی شرکت کنم ، منم پذیرفتم . اما واقعیت این بود که شکل بازی درست چیده نشده بود . بیان میزان درصدها ، برای پارامترهائی همچون " راستگوئی ، امانتداری ، حلال خوری و خوش اخلاقی " نیازمند اعداد و ارقام و پیش فرضهائی هستش که بشود نسبت به آنها به این درصدها رسید ، بطوری که حتی بشود از طریق این درصدها میزان انحراف از معیار و سایر انحرافهای لازمه رو هم نسبت به سایر اجزاء کسب کرد و نهایتا به نتیجه رسید . کاش شب پره عزیز ملاکهائی رو برای سنجش ارائه میداد که متاسفانه نداده بود . گذشته از اینها اعدادی رو که من اعلام کردم بی شک اعدادی خام هستند و به خودی خود چیزی رو بیان نمیکنن . با همه این حرفها سعی من در این بود تا بگونه ائی بتوانم توجیهی برای این اعداد و ارقام خاص داشته باشم . و برای این منظور از پیش فرض صفت ذاتی انسان یعنی جایز الخطا بودن استفاده کردم ، با همه این احوال شب پره عزیز نسبت به رعایت این موارد معترض بود و از من خواست تا اعدادی رو اعلام کنم که این پیش فرضها در اوون لحاظ نشده باشه . بعبارت دیگه این هموطن خوب به قول معروف اوومد ابروشو درست کنه ، زد چشم شو هم کور کرد . بجا بود شب پره عزیز برای انجام این بازی گونه ائی دیگر از احادیث مرتبط رو درخواست میکرد تا هم بازی منطقی تر میشد و هم به قول مینای خوب راهی میشد برای رسیدن به مطلوب و بهینه تر کردن درون مان .

در ارتباط با اعتراض شب پره عزیز باید متذکر بشم که : هموطن خوب من ، هر موجودی فی الذاته صفتی داره که با اوون شناخته میشه و محک میخوره . جایز الخطا بودن صفت بارز انسانه و خداوند هم در قرآن به صراحت به اوون اشاره داره . اونجائی که میگه ما به قدر توان از شما انتظار داریم نه بیشتر . اشاره مستقیم به همین صفت بارز انسان است . فراموش نکنیم که همگان از این صفت به یکسان بهره مند نیستند و به تناسب با تقوی بودن انسان ، میزان جایز الخطا بودن او نیز متغییر خواهد بود . و در اصل رابطه ائی عکس بین اینها برقراره .

 

پ . ن 1 : در متنی که در صدر پست قبل زده بودم تنها یک نفر بهش توجه کرد و نظر خودشو نوشت . اونم مینای خوب بود . ازش نهایت تشکر رو دارم .

 

پ . ن 2 : با کمال تعجب هیچکدووم از شما ها به این پیچیدگی موضوع اشاره ائی نداشتین و انتظار ، چیز دیگری بود .

 

پ . ن 3 : از تمامی شما که بزرگوارانه به وبلاگ من میاین و کامنت میزارین سپاسگزار و ممنون هستم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 20:1  توسط هموطن  | 

 

 

بزرگترین اشتباه استراتژیک انسان در بعد عقیدتی ، دور شدن او از یکتا پرستی و گرایش یافتن اش بسوی تبلیغ عقیده است ، عقیده ائی مبتنی بر خود انگاریهای او .

 

 

                             ******************************

 

 یک حدیث یک بازی

 

امام علی (ع ) :

چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده : راستگويى ، امانتدارى ، حلال خورى و خوش اخلاقى

غررالحكم حکمت 2142

                             ******************************

شب پره عزیز ( http://www.revass.blogfa.com/ ) با این پست منو به یک بازی دعوت کرده و خواسته با بیان درصد برخورداری خودم از هر کدوم از موارد مندرج در حدیث فوق نشون بدم که تا چه حدی مصداق این حدیث هستم . سوال سختیه ، ولی روی چشام من تا حد امکان صادقانه ترین پاسخ رو به این سوال میدم . منتهی باید به این موضوع دقت داشت شرایط محیطی و اجتماعی امروزه بگونه ائی است که افراد بخودی خود نقش چندان موثری نمیتونن در زندگی فردی ایفا کنند ، بر خلاف ادوار دور که از آزادی عمل بیشتری برخوردار بودند . و این جای بحث داره و از حوصله خارج .

و اما ...

راستگوئی =  85% با در نظر گرفتن مواردی که تنها از بیان حقیقت امنتناع میکنم .

امانتداری = 95 % با در نظر گرفتن امکان خطا پذیر بودن انسان .

حلال خوری = 85 % با در نظر گرفتن امکان خطا پذیر بودن انسان .

خوش اخلاقی = 99.50 % اگه سعی نکنن منو بپیچونن .

                            ******************************

در صورت علاقه مند بودن میتونین بهر شکلی شما هم در این بازی شرکت داشته باشین  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:54  توسط هموطن  | 

 
New Page 18 ***